نظر علي الطالقاني
301
كاشف الأسرار ( فارسى )
مقالهء ششم در بيان معاد و شناختن قيامت و عالم آخرت . و در آن چند مقدمه و يك فاصله و چند فصل و يك خاتمه است . مقدّمهء اوّل در حفظ ظواهر شرع . بدان كه اگر مردم راه بندگى و عبادت مىدانستند و احتياج به پيغمبر و امام نداشتند و با ايشان تساوى و همسرى داشتند ، هرآينه ارسال رسل و تنزيل كتب و وجوب اطاعت ايشان لغو و عبث بودى و اين كار حكيم و آفريدگار نبودى ؛ سبحانه و تعالى و تقدّس . پس چون همهء امّت را احتياج به هادى و رهنما است ، ظاهر است كه هدايت و راهنمائى منحصر به تكلّم و سخن است و هزار يك مطالب از فعل و تقرير معلوم نمىشود . و ظاهر است كه اگر پيغمبر و امام ( ع ) به زبانى سخن گويد كه مردم نفهمند و يا آنكه به لسان قوم سخن گويد و معنى ديگر كه ايشان نفهمند اراده نمايد ، هرآينه فرستادن ايشان بىفائده و منشأ گمراهى و ضلالت و نقض غرض گردد ؛ تعالى اللّه علوّا كبيرا . پس بالضروره واجب آمد كه موافق قوم سخن گويند و آنچه قوم با خود سخن گويند و اراده نمايند ايشان نيز همان معانى را اراده نمايند ، چنانچه فرمود : وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ 1 ( ابراهيم ) ، يعنى نفرستاديم هيچ پيغمبرى مگر به زبان قوم او تا بيان كند او براى ايشان . پس بر قوم نيز واجب آمد كه آنچه از لفظ پيغمبر ( ص ) و امام ( ع ) بفهمند همان را حكم خدا دانند و هوى و هوس را كنار گذارند و خواهش خود را قرينهء خلاف ظاهر و معنى مجازى قرار ندهند كه عين شرك و اضلال است ، و هر كه دانسته چنين نمايد يقينا به آن پيغمبر و امام ايمان نياورده ، سهل است در مقام تخريب شرع و گمراه نمودن امّت